|
با بعضی دوستان که در خارج از اینترنت، بحث میکنم یا گپ میزنم، فهمیدم که من نهتنها با «ان» نمیتوانم کنار بیام-البته جهتِ تاکید عرض میکنم- ، اصولا با طرفدارهای این حکومت و آلسو هواخواههای «ان»،چه کمرنگ، چه پُر رنگ، خلاصه با هر دوزی نمیتوانم، حرفهایم را جمع کنم یا به شکلی بهخوشی تبادلِ نظر کنیم. چندتا از همین دوستانِ مخالفِ درگیریهای خیابانی، برمیگردد میگوید: -نقلِ به مضمون- "در همهجای این دنیا همهی حکومتها مخالفانِ خودشونُ سرکوب میکنند و موجباتِ قتلِ کسانی را که در پیِ مخالفت و بهنوعی براندازی باشند را فراهم آورده و خلاصه اینیکه میبینی لازمهی همهی حکومتهاییست که خواهانِ قدرتاند" بعد چندین نتیجهگیری میکند مثلِ این: "پس کجای دنیا را میخواهی بگویی دموکراسی وجود دارد؟" و جوابِ من اینه: " اَی خاک بر سرت، با این فکر کردنت"! و صدسالِ سیاه نمیخواهم برای همچین کسایی منطق بیاورم و واژههایم را صرفِ همچین آدمکانی کنم! بُگذارید رو حسابِ هرچه میخواهید! متوجهاید حتمن. به قولِ این وبلاگِ خس و خاشاکی، «اگه بلد بودی کودتا کنی، باز کمتر حرص میخوردیم!» عمرالبشیر هم وقتی توسط لاهه، محکوم شد برگشت گفت: "عدالت بينالمللی زمان حمله به عراق و افغانستان، بمباران غزه و اقدامات جنايتباری که در زندانها ابوغريب و گوانتانامو اتفاق افتاد، کجا بود؟" میبینید؟ دقیقا از جنسِ حرفِ رهبرانِ ایران و دوستان ِ تاثیر گرفته از این اندیشه. راجع به آنچه مطرح کردم در فرصتِ بیشتری خواهم نوشت. خوشوقتُ مسرورم که تکنولوژی اطلاعات این آقایان را بیچاره و وامانده کرده. اینترنت،ماهواره و اصلا اینفُرمیشن و کامیونکِیشِنها پدرشون را در آورده. خوشبختانه علیرغمِ فیلترینگِ شدیدی که دنیای مجازی توسطِ دیکتاتورها برقرار است همچنان شیوهی در پیش گرفتهشده بیداریست و حقخواهی. پ.ن۱: عنوان از دیالوگی در فیلمِ اعتراض- مسعود کیمیایی
به پیرمردی فکر میکنم که تیوی را خاموش کرد. نیمنگاهی به نوهی تیریپ-فَشِناش و کسای دیگهای که اونجا نشستهبودند و چای و میوه میخوردند انداختُ گفت: به «مومنانی» فکر میکنم، که اینروزها، باور کنید، شرمندهتر شدند. باور کنید.هرچند ناخواسته.هرچند غلط. خدایا! هر جا هستی سلامت و خوب و موفق باشی...! پ.ن:به قولِ شکسپیر: «ابلیس قادر است بهخاطرِ اهدافِ خویش از کتابِ مقدس نقل کند»
...
بیانیهی جمعی از وبلاگنویسان در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن ۱) ما، گروهی از وبلاگنویسان ایرانی، برخوردهای خشونتآمیز و سرکوبگرانهی حکومت ایران در مواجهه با راهپیماییها و گردهمآییهای مسالمتآمیز و بهحق مردم ایران را به شدت محکوم میکنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی میخواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان میدارد «تشكيل اجتماعات و راهپيمايیها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلامنباشد، آزاد است» رعایت کنند. ۲) ما قانونشکنیهای پیشآمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غمانگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام میدانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه دادهاند، تخلفهای عمده وبیسابقهی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاریی مجدد انتخابات هستیم. ۳) حرکتهایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامهنگاران داخلی،سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آنها، قطع شبکهی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمیتواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کمتر شود. پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی 1) We, a group of Iranian bloggers, strongly condemn the violent and repressive confrontation of Iranian government against Iranian people's legitimate and peaceful demonstrations and ask government officials to comply with Article 27 of the Islamic Republic of Iran's Constitution which emphasizes "Public gatherings and marches may be freely held, provided arms are not carried and that they are not detrimental to the fundamental principles of Islam." 2) We consider the violations in the presidential elections, and their sad consequences a big blow to the democratic principles of the Islamic Republic regime, and observing the mounting evidence of fraud presented by the candidates and others, we believe that election fraud is obvious and we ask for a new election. 3) Actions such as deporting foreign reporters, arresting local journalists, censorship of the news and misrepresenting the facts, cutting off the SMS network and filtering of the internet cannot silence the voices of Iranian people as no darkness and suffocation can go on forever. We invite the Iranian government to honest and friendly interaction with its people and we hope to witness the narrowing of the huge gap between people and the government. A part of the large community of Iranian bloggers June 26, 2009
وبلاگِ نیکانُ که خوندم در یوتیوب یک سرچ کردم:neda Iran protests اگر تحمل میتوانید کنید، این کلیپ مربوط به نداست: Neda - iranian girl shot by basij sniper during elections protests نمیدونم چی باید بگم. میتوانید اینرا بخوانید: چشمهایش علی حاتمی بود دیگه، تو فیلمِ مادر گفت: مادر مُرد، از بس که جان ندارد. یادداشتی با محوریتِ هاشمی-خامنهای، نوشتهبودم که اصلن حوصلهی پابلیش کردنش رو ندارم.روز به روز درد، بیشتر. فاجعه هولناکتر. زخم عمیقتر. آه طولانیتر. کاش کمی خنده به سراغمان آید.کاش! گیل برمان میگوید: «خداوند لازم است ملحد شود، زیرا گند و گه تا تهویهی مطبوعِ اوجِ موفقیت را گرفتهاست، اوجِ موفقیت» غرور و شرف بین پ.ن۱: + نیازی به سند جعلی نداریم - در مورد عکس نوزادی که گفته می شود در شکم مادرش تیر خورد پ.ن۲: (گوزنها- کیمیایی)
|
![]()
گراند کافه، وبگاه شخصی است و هرگونه بازنشر و برداشتی از مطالب آن تنها با ذکر نام منبع و لینک مستقیم امکانپذیر است Archivesتیر 1388خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 Categories
از هر دری سخنی |